close
تبلیغات در اینترنت
سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24

سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24

سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24

سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24

سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24

سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24
سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو /دلنوشته های یک پسر تنها - 24
خدایا نذاشتی با عشقمون زندگی کنیم دمت گرم بذار با زندگیمون عشق کنیم.....
تصاویر عاشقانه غروب کنار ساحلاین همه استخوان در بدنم بود چرا دلم را شکستیعاشقت بودمو تا ابد عاشقت می مانمپرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كردعزیزم،عشقم،عسلم، بغلم کن عشق خوبمبا همه‌ی بی سر و سامانی‌ام  باز به دنبال پریشانی‌ام خدایا مرا ببخش یا او یا هیچکسدرد ناک ترین جدایی هابه حرمت نان و نمکی که با هم خوردیمخدایا چرا بر دل دیگران سنگینی میکنم
لعنت به اونایی که مارو تنها گذاشتن تا یکی دیگرو از تنهایی در بیارن

DELjo

سنگین کام میگیری مرد......!!!!!
در این سرمای خیابان..... به یاد کدام عشق ......
خاطراتت را دود میکنی......
مرد کام سنگینی گرفت و گفت :
لعنت به اونایی که مارو تنها گذاشتن تا یکی دیگرو از تنهایی در بیارن


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
شکستن قلب درد دارد درد

DELjo

میبندم چشمانم را تا شاهد خورد شدن احساسم نباشم

میگیرم گوش هایم را تا صدای شکستنش را نشنوم

اما افسوس صدایش تمام قلبم را به لرزه در آورده است

قلبم تکه تکه شده است......

شکستن قلب درد دارد درد.....


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
آسمان پر از ستاره است و من تنها نشسته ام

آسمان پر از ستاره است و من تنها نشسته ام

به ماه خیره می شوم او هم مثل من تنهاست

از زمین دور است درست مثل من که از آغوشت دورم

سهم من از تو مشتی خاطرات تلخ و شیرین است

که گاه و بیگاه سر می کشد

از

صندوقچه قلبــم

سهم من از تو فقط تنهایست ....

DELjo


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
این شعرها را باید گذاشت در کوزه

DELjo

این شعرها را باید گذاشت در کوزه
و آبشـان را خــــورد
وقتی هنـــوز عرضــــه ندارند
تــــو را عــاشــــق کننــــد!


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
چه خوب میشه روزی که بیای منو در آغوش بگیری

DELjo

چه خوب میشه روزی که بیای منو در آغوش بگیری …

بخوام گله کنم بگی هیس …

دیگه هیچی نگو …

بگی همه کابوس ها تموم شد از حالا من و تو تا ابد با همیم تا ابد ...


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
ليست صفحات
تعداد صفحات : 25