close
تبلیغات در اینترنت
پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد
پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد
خدایا نذاشتی با عشقمون زندگی کنیم دمت گرم بذار با زندگیمون عشق کنیم.....
تصاویر عاشقانه غروب کنار ساحلاین همه استخوان در بدنم بود چرا دلم را شکستیعاشقت بودمو تا ابد عاشقت می مانمپرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كردعزیزم،عشقم،عسلم، بغلم کن عشق خوبمبا همه‌ی بی سر و سامانی‌ام  باز به دنبال پریشانی‌ام خدایا مرا ببخش یا او یا هیچکسخدایا چرا بر دل دیگران سنگینی میکنمانکار نکن توهم روزی عاشق می شوی مثل منباز به غیرت چشمانم که آبی پشت سرت ریختند
پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد

سایت دلنوشته های عاشقانه

پرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كرد و گفت: اما من درخت نیستم. تو نمی‌توانی روی شانه‌های من آشیانه بسازی.
پرنده گفت: من فرق درخت‌ها و آدم‌ها را خوب می‌دانم اما گاهی پرنده‌ها و انسان‌ها را اشتباه می‌گیرم.

 

انسان خندید و به نظرش این بزرگ‌ترین اشتباه ممكن بود.
پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی؟
انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.
پرنده گفت: نمی‌دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید.
انگار ته‌ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد؛ چیزی كه نمی‌دانست چیست. شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت: غیر از تو پرنده‌های دیگری را هم می‌شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است. درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نكند، فراموشش می‌شود.
پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اینكه چشم‌اش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آن‌وقت خدا بر شانه‌های كوچك انسان دست گذاشت و گفت:‌یادت می‌آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بال‌هایت را كجا گذاشتی؟
انسان دست بر شانه‌هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس كرد.
آن‌گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست

زیبا کاوه یی


زمان ارسال :10 / 02 / 1394
نويسنده:
مطالب مرتبط
بخش نظرات اين مطلب
اين نظر توسط مهم نیست در تاريخ 1394/2/12 و 11:32 دقيقه ارسال شده است

مهم نیست

سلام شالروز تولد امیرالمومنین امام علی (ع)روز مرد و روز پدر و هفته معلم بر تمامی شیعیان،پدران،مردانو معلملن عزیز مبارک باد.[لبخند]

اين نظر توسط مهم نیست در تاريخ 1394/2/11 و 1:10 دقيقه ارسال شده است

مهم نیست

سلام خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عمیقه.مرسی.شب خوش.


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی