close
تبلیغات در اینترنت
به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد

به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد

به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد

به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد

به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد

به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد
به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد
خدایا نذاشتی با عشقمون زندگی کنیم دمت گرم بذار با زندگیمون عشق کنیم.....
تصاویر عاشقانه غروب کنار ساحلاین همه استخوان در بدنم بود چرا دلم را شکستیعاشقت بودمو تا ابد عاشقت می مانمپرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كردعزیزم،عشقم،عسلم، بغلم کن عشق خوبمبا همه‌ی بی سر و سامانی‌ام  باز به دنبال پریشانی‌ام خدایا مرا ببخش یا او یا هیچکسدرد ناک ترین جدایی هابه حرمت نان و نمکی که با هم خوردیمخدایا چرا بر دل دیگران سنگینی میکنم
به او بگویید این بار او های نوشته هایم را به خود بگیرد

عکس عاشقانه

به او بگویید این بار "او"های نوشته هایم را به خود بگیرد...

این بار که زیاد دلتنگم...

دلتنگ او یی که هیچگاه دلتنگی را نفهمید...

دلتنگ او یی که مدتها کنارش بودم اما فقط زخم زد...

دلتنگ او یی که وقتی رفت فقط نمک پاشید...

آری دلتنگ او شدم...

اما افسوس حال امروز مرا کسی درک نمیکند حتی خودش...


زمان ارسال :15 / 02 / 1394
نويسنده: