close
تبلیغات در اینترنت
دلنوشته های یک پسر تنها

دلنوشته های یک پسر تنها

دلنوشته های یک پسر تنها

دلنوشته های یک پسر تنها

دلنوشته های یک پسر تنها

دلنوشته های یک پسر تنها
دلنوشته های یک پسر تنها
خدایا نذاشتی با عشقمون زندگی کنیم دمت گرم بذار با زندگیمون عشق کنیم.....
تصاویر عاشقانه غروب کنار ساحلاین همه استخوان در بدنم بود چرا دلم را شکستیعاشقت بودمو تا ابد عاشقت می مانمپرنده بر شانه‌های انسان نشست. انسان با تعجب روبه‌ پرنده كردعزیزم،عشقم،عسلم، بغلم کن عشق خوبمبا همه‌ی بی سر و سامانی‌ام  باز به دنبال پریشانی‌ام خدایا مرا ببخش یا او یا هیچکسباز به غیرت چشمانم که آبی پشت سرت ریختندخدایا چرا بر دل دیگران سنگینی میکنمانکار نکن توهم روزی عاشق می شوی مثل من
امشب یکی از شب های سرنوشت مرگ و زندگی منه

دلنوشته های عاشقانه

امشب یکی از شب های سرنوشت منه

فردا معلوم میشه

که تو دنیا موندنیم یا نه

اگه امشب عشقمو ازم بگیرن

انگار عمر منو ازم گرفتن...

اگه رفتی....

(((   مبارکت  باشه    )))


زمان ارسال :15 / 03 / 1394
نويسنده:
گاهی وقتا باید یه نقطه بذاری...

دلنوشته های عاشقانه

گاهی وقتا باید یه نقطه بذاری!

باز شروع کنی...

باز بخندی...

باز بجنگی...

باز بیفتی و محکم تر پاشی...

گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه تلخی ها بزنی

و بگی:

"مرسی که یادم دادین جز خودم کسی به دادم نمیرسه"


زمان ارسال :23 / 02 / 1394
نويسنده:
این همه استخوان در بدنم بود چرا دلم را شکستی

سایت دلنوشته های عاشقانه دلجو

آزارم میــــــــدهی...

به عمــــد...یا غیر عمــــد...خدا میــــــدانـــد

اما من آنقدر خسته ام...

آنقدر شکستـــه ام که هیچ نمیگویم...

حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است...

اشک میریزم...

سکوتــــــ میکنم و تــــــــــــو

همچنان ادامه میــــدهی...

نفرینت هم نمیکنم...

خیــــالت راحــــتـــــــــــ

شکسته ها نفرین هم بکنند،گیـــــــرا نیست!

نفریـــن،ته دل میخواهد

دل شکسته هم که دیگر سر و ته ندارد...!!

لامذهب این همه استخوان در بدنم بود

چــــــــــــرا دلــــــــم را شکـــــــستـــــــــــی؟؟!!


زمان ارسال :06 / 02 / 1394
نويسنده:
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم

DELjo

من با همه‌ی درد جهان ساختم اما 
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم 
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر 
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم 


زمان ارسال :01 / 02 / 1394
نويسنده:
ادامه حرفای یه دل شکسته
از بس خواستمش و مرا نخواست

DELjo

یـــــک لیــــوان بغـــــض

و یـــک مشــت قرص خواب آور...!!!

دلــــم که مرده است...

بگذار این چشــــمــها را هم خـــواب کنم....!!!

خـــســــــته امـــــ...

از بس دیـــدمش و مـــرا ندیــــد

از بس خـــواستمش و مــــرا نخواست...!!!

از بـــــــس که...

بیخـــــــــیــــال

خسته ام...خســــــــــــــتــــــــــه


زمان ارسال :01 / 02 / 1394
نويسنده:
لعنت به اونایی که مارو تنها گذاشتن تا یکی دیگرو از تنهایی در بیارن

DELjo

سنگین کام میگیری مرد......!!!!!
در این سرمای خیابان..... به یاد کدام عشق ......
خاطراتت را دود میکنی......
مرد کام سنگینی گرفت و گفت :
لعنت به اونایی که مارو تنها گذاشتن تا یکی دیگرو از تنهایی در بیارن


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
این شعرها را باید گذاشت در کوزه

DELjo

این شعرها را باید گذاشت در کوزه
و آبشـان را خــــورد
وقتی هنـــوز عرضــــه ندارند
تــــو را عــاشــــق کننــــد!


زمان ارسال :31 / 01 / 1394
نويسنده:
بسلامتی اون لحظه ای که از همه دنیادلت گرفته

DELjo

بسلامتی اون لحظه ای که از همه دنیادلت گرفته…

نه کسی رو داری باهاش دردودل کنی…

نه دلت میخواد کسیو ناراحت کنی…

سکوت میکنی وتو دلت میگی: باشه اینم میگذره.


زمان ارسال :30 / 01 / 1394
نويسنده:
الکی بهش نگو رسیدی زنگ بزن …

DELjo

الکی امید وارش نکن …

الکی دلخوشش نکن …

الکی بهش نگو رسیدی زنگ بزن …

الکی اسمشو صدا نکن که طرف بگه جونم …

الکی هی نگو عشق من، زندگی من اون داره حرفاتو باور میکنه لعنتی …

وقتی میری داغون میشه ،داغون میفهمی ؟؟؟؟؟؟ داغون …


زمان ارسال :30 / 01 / 1394
نويسنده: